|
"صبرکن سهراب،
قایقت جادارد؟
من هم از همهمه ی داغ زمین بیزارم"
درود بی انتها بر تمامی دوستان همدل و عزیزان همیشه همراه.
هرچند طولانی اما به شوق دیدن و خاندنی دوباره از تمامی شمایان، آمدم هرچند برای تا ابد ماندن باید رفت گاهی به قلب کسی گاهی از قلب کسی.
(1)
نوشتم بر بخار روی شیشه
دومصرع شعر خارج از کلیشه
همیشه دوستت دارم عزیزم
عزیزم دوستت دارم همیشه
(2)
دل دریایی ام درگیر درد است
ببین زن بودنم با من چه کرده ست
تمام سهمم از آغوش کارون
فقط یک ساحل تاریک و سرد است
(3)
خدای هرچه زیبایی ست چشمت
تماشایی تماشایی ست چشمت
چرا از گم شدن باید بترسم
پر از فانوس دریایی ست چشمت
|